دانشمندان..................................

« فارابی ، ابونصر »

حکیم ابونصر فارابی فیلسوف ارزشمند ایرانی ملقب به معلم ثانی در سال 260 هجری قمری در فاراب ماوراء النهر متولد شد . او بر اثر تلاش های کم نظیر خود در زمینه ی مشائی و اشراقی و در اصول مذهب شیعه تحقیقات زیادی کرد و توانست لقب معلم ثانی را از آن خود کند .وی فردی بی چیز بود که در ابندا توانست شغل باغبانی را اختیار کند و در شب نیز با استفاده از نور چراغ پاسبان مطالعه کند ، که به مقام قاضی القضات دمشق نیز نائل آید . اثر مشهور او در جامعه شناسی « آراء اهل المدینه الفاضله » نام دارد که در این کتاب جامعه ها به 4 دسته تقسیم می شوند : « مدینه الحسنت » ، « مدینه الضروریه » ، « مدینه التجاریه » ، « مدینه التغلب » . فارابی در موسیقی دستی توانا داشت و ساز « قانون » را نیز او اختراع کرد و کتاب الموسیقی الکبیر را در این رابطه نوشته است .

از دیگر ، آثار او می توان رساله تحقیق فرض ارسطا طالیس فی کتاب ما بعد الطبیعه ، عیون المسائل ، مقاله فی المعانی العقل ، فصول الحکم ، شرح کتاب البرهان الارسطو ، مایصح من احکام النجوم ، کتاب المختصر فی المنطق ، احصاء العلوم ، الجمع بین رائن الحکمین افلاطون الهی و ارسطا طالیس را نام برد .

سرانجام حکیم ابونصر فارابی در سال 339 هجری قمری در شهر دمشق سوریه درگذشت .

رازی محمد بن ذکریا ( دانشمند )

ابوبکر محمد ابن ذکریا بن یحیی رازی ، دانشمند و طبیب مشهور ایرانی در سال 251 هجری در شهرستان ری دیده به جهان گشود . وی در شهر ری به تحصیل فلسفه و ریاضیات و نجوم و ادبیات پرداخت و در بیست سالگی به تعلیم طب مشغول شد و پس از شهرت در این علم به خدمتت ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی حاکم ری در آمد و به زودی ریاست بیمارستانی که در آن شهر تأسیس شده بود ، بر عهده گرفت ، و بعدها چندی در بغداد به همین شغل اشتغال داشت . وی قسمت بزرگی از زندگانی خود را در ری گذرانید ، از آثار فلسفی او : القوانین الطبیعیه فی الحکمه الفلسفه ، الطب الروحانی ، السیره الفلسفیه ، مقاله فی ما بعد الطبیعه ، قطعاتی از کتاب اللذه ، العلم الالهی ، القول ، فی القدماء الخمسه ، القول فی الهیولی ، القول فی الزمان و المکان ، القول فی النفس و العالم . پاول کراوس از آثار فلسفی او مجموعه ای بنام « رسائل فلسفیه لابی بکر محمد بن زکریا رازی » ترتیب داده است . اهمیت وی در فلسفه بیشتر در آن است که برخلاف بسیاری از معاصران خود ، عقاید خاصی ابراز کرده که غالبا مخالف با آرای ارسطوست .

مهمترین تألیفات طبی او « الحاوی » (     حاوی ) ، « المنصوری » (     منصوری ) ،          « الشکوک » ، « من لایحضی الطبیب » ، « الفاخروفی الطب » ، « دفع مضار الاعذیه » ،       « المدخل الصغیر » ، « الفصول فی الطب » معروف به « مرشد محمد زکریا رازی » است . وی در جوانی هم با علم فلسفه و ادبیات و ریاضی و موسیقی علاقه نشان داده همچنین در علم کیمیاگری و شیمی مقامی بزرگ داشت . در سن حدودا سی سالگی به بغداد رفت و علم طب را دنبال کرد . وی را کاشف الکل و جوهر گوگرد می نامند .

ابو علی سینا ( دانشمند ، طبیب ، فیلسوف )

شیخ الرئیس حجه الحق شرف الملک امام الحکماء ابو علی حسین بن عبدالله بن حسین بن علی بن سینا ، پدرش از مردم بلخ و مادرش « ستاره » از اهل الشنه نزدیک بخارا بود ، ابن سینا در سال 370 هجری قمری در الشنه یا خورمشین متولد شد و در بخارا به کسب علم پرداخت . ادبیات ، قرآن وقفه و حساب را نزد پدر آموخت و سپس نزد ابو عبدالله ناتلی منطق و هندسه و نجوم را فرا گرفت و از آن پس به تعقیب علوم طبیعی و ما بعد الطبیعه و طب پرداخت . ابن سینا پس از معالجه نوح بن منصور پادشاه سامانی به دربار نوح راه یافت وی در سن 31 سالگی شروع به تألیف کتب مختلف نمود و پس از چندی در سراسر ایران شهرت بسزایی یافت . ابن سینا پس فوت نوح بن منصور در حدود 10 سال در خوارزم و در در بار آل مأمون زندگی کرد و به تألیف مشغول و چون سلطان محمود غزنوی آوازه شهرت وی را شنیده بود از او دعوت کرد به غزنین برود ولی ابن سینا بعلت خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را نپذیرفت و از بیم جان از خوارزم فرار کرد و مدتی در ترکستان و خراسان متواری بود تا بالاخره به گرگان رفت و در آنجا به طبابت مشغول شود و چندی بعد به ری رفت . در آن زمان مجد الدوله دیلمی به بیماری ماخولیا مبتلا شده بود ، ابن سینا پس از معالجه مجد الدوله به همدان رفت و در همدان دوباره به مقام وزارت شمس الدوله رسید و سالهای آخر عمر را در اصفهان در حمایت علاء الدوله کاکویه گذرانید و در سفری که همراه امیر که  به همدان      می  رفت در راه بیمار شد و در همدان به سال 428 درگذشت .

ابن سینا را می توان از نوابغ روزگار نامید . وی عمر خود را در راه کسب علم و دانش و تألیف کتب مختلف صرف کرد و آنی از کار علم فراغت نیافت ، او در مدت 58 سال زندگانی پر مشقت خود کتب و رسالات پر ارزش تصنیف و در نتیجه خدمت شایانی به جهان علم و تمدن نموده است . آرامگاه شیخ را در همدان برپا کرده اند و به مناسبت هزارمین سال تولد وی در سال 1370 جشنی برگزار شد که در آن مشاهیر و دانشمندان شرق و غرب شرکت کردند .

آثار فارسی او تماما از طرف انجمن آثر علمی طبع و نشر گردید . تعداد مؤلفات ابن سینا تا 120 گفته شده است که اغلب آنها به زبان عربی است و از آن جمله کتاب شفا و قانون و اشارات ، شهرت جهانی دارد . معروف ترین اثر وی به زبان فارسی دانشنامه علائی است . بسیاری از تألیفات ابن سینا به زبان های غربی ترجمه شده است . ( مریم اسفندیاری )

« ابوریحان بیرونی »

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی فیلسوف و مورخ و زبان شناسی و شاعر و ریاضی دان و منجم ایرانی در 362 هجری قمری در بیرون خوارزم پا به عرصه ی گیتی نهاد . وی قسمت نخست عمرش را در خوارزم گذراند و مورد توجه خوارزمشاه نیز بود و بعد از آن به خدمت شمس المعالی قابوس وشمگیر آمد و از او حمایت دیده او در کنار سلطان محمود غزنوی به هند رفت تا در آنجا سانسکریت و فلسفه هند را بیاموزد و توانست کتاب « تحقیق ما للهند » را که مشتمل بر زبان و فلسفه و تاریخ و ادیان ملت باستانی هند است را بنویسد ، وی در علوم نجوم و هندسه 2 تألیف دارد که اولین آنها « التفهیم الاوایل صناعه التنجیم » است که در سال 420 نوشته است و دومین آنها « قانون مسعودی » است که به نام سلطان مسعود غزنوی در حدود سال های 421- 427 هجری قمری نوشته است .

از آثار ارزشمند وی می توان به « الدستور ، مقالید علم هیئت ، الاستیعاب فی صنعه الاسطرلاب ، الاستخراج الاوتار فی الدائره ، التسطیح و تبطیح الکور » اشاره کرد .

سرانجام ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری قمری در غزنه دیده از جهان فرو بست .

« خواجه نصیر الدین طوسی »

خواجه نصیر الدین طوسی یکی از بزرگترین دانشمندان ایران زمینی می باشد وی از همان

کودکی به تحصیل علم و دانش پرداخت و خیلی زود در علوم ریاضی حکمت و نجوم استاد گردید . هلاکوخان مغول چون علاقه خاصی به ایشان داشت از مقربان دربار او گردید . او در زمان حیات خود کتابخانه ای دایر نمود که بالغ بر چهارصد هزار جلد کتاب در آن موجود بود تا دانشمندان و ادیبان زمان او از آن استفاده نمایند ، وی چون به شعر علاقه داشت اشعاری هم سرود . جمله آثار خواجه به زبان عربی می باشد که مهمترین آنها به زبان فارسی می باشد اخلاق ناصری در اخلاق ، تذکره نصیر به در هیئت ، اساس الاقتباس در منطق و قافیه ها ، اوصاف الاشراف در عرفان ، رساله سی فصل در نجوم ، معیار الاشعار در عروض می باشد .

خواجه نصیر در سال 672 هجری فوت کرد .

معلم :

یکی از مسائلی که نقش ارزنده و حساس در تقویت نبوغ فکری و تکامل گفتار و نوشتار شما دارد « معلم » است . او باید با ایجاد شرایط مناسب و محیط مساعد برای توسعه ی قوه ی کلام و پرورش مهارت نوشتاری شما بکوشد . در درجه ی اول خود ناطقی توانا باشد . درست و شیرین سخن بگوید و بنگارد و آنچه را که می گوید عمل کند .

د ر محیط مدرسه ، شما تأثیر پذیری زیادی از معلم خود دارید و همواره به او علاقه مندید . او باید از هر فرصتی برای برانگیختن میل شما به درس تلاش کند . احتیاجات شما را در نظر بگیرد . با هر کس مطابق نیروی استعدادش عمل کند . معلم باید در کلاس آن چنان جاذبه ای ایجاد کند که در عشق به درس و آگاهی ذوب شود و به نقل از شاعر که فرمودند :

« درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی                                  جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را »

معلم باید بر وسعت تجارب خود که در واقع به منزله ی غذای فکرش است بیفزاید و در بر انگیختن خلاقیت و مهارت سخنوری و نوشتاریش بکوشد . وقتی درس شیرین انشا را معنی می کند می گوید : « انشا پرورش نیروی فکری است در موقعیتهای مختلف زندگی تا عقاید خود را به دیگران بفهمانیم . » در این تعریف ، نقش حساس معلم به عنوان محور ، در تقویت نبوغ فکری مشخص می شود . عده ی اندکی از همکاران ، نوشتن انشا را امری « خدادادی » می دانند و می گویند : « ما هر چه سعی می کنیم نمی توانیم دانش آموزان را در مهارت نوشتاری کمک کنیم . »

خوب ، مشخص است ، شما راه را اشتباه می روید . به نقل از مولوی که فرمودند :

« دلایل قوی باید و معنوی

                                                                    نه رگهای گردن به حجت تهی  »

بنده چنین طرز فکری را قبول ندارم . گویا تفکر این همکاران یک تفکر سطحی است ، نه عمقی ، یک تفکر بسته است نه باز . دانش آموزان باید در میدان مغناطیسی سخنوری و مهارت نوشتاری شما قرار بگیرند . همکاران عزیز ، باید بدانند که انشاء یک « خلاقیت مهارتی »    است . نقش معلم در سر افرازی این مهارت بسیار کلیدی و حساس است . او باید با سخنان شیرین و داستانهای زیبا و جذاب و تشکیل کتابخانه در کلاس ، در علاقه مند کردن شما به مطالعه ی کتابهای علمی و ادبی و ... کلاس درس انشا را پر بار کند . در حقیقت باغبان سخنوری دانش آموزان ، معلم است . او تیغها را به جان می خرد تا شما گلهای معطر و خوشبو را پرورش دهد . آیا تا به حال دیده ای که باغبانی ، گلهای خوشبویش را به امان خدا رها      کند ؟ هرگز چنین نیست . به نقل از شاعر که فرمودند :

« نبینی باغبان چون گل بکارد                                      چه مایه غم خورد تا گل بر آرد »

معلم صالح و توانا و ناطق ، نعمت بزرگی است . در اینجا باید توجه شما عزیزان را به یک مسئله ی مهم تربیتی جلب کنم . یزید ستمگر و فاسد پسری داشت به نام « معاویه ی دوم » تاریخ می نویسد : « وقتی بعد از مرگ پدرش به حکومت رسید تاج و تخت را رها کرد و گفت : « خدا پدرم را نیامرزد که حکومت را به زور و ستم از خاندان پیامبر گرفت . » مادرش او را نفرین کرد و گفت : « ای کاش خون بسته ای بودی و هرگز شکل نمی گرفتی » لکن این       سؤال پیش می آید که از یک پدر فاسد و مادر نابکار ، این فرزند چگونه بوجود آمده است ؟

تحقیقاتی که به عمل آوردند ، متوجه شدند که معاویه ی دوم ، معلم صالح و ناطق داشت که

او را این چنین خوب پرورش داده است .

در همین انقلاب اسلامی ما ، چه بسیار آموزگاران با شرفی که پرچم دین و انقلاب و انسانیت و ناموس کشور را به دوش گرفتند و در جبهه های نبرد حق علیه باطل ، حماسه آفریدند و    عده ی زیادی از آنها نیز به فیض شهادت رسیدند و باز همین آموزگاران آزاده و وارسته توانستند در سنگر تعلیم و تربیت ، شاگردانی همچون « حسین فهمیده ها » تربیت کنند تا در جبهه های نبرد حماسه بیافرینند و عده ی زیادی از این عزیزان دانش آموز شربت شهادت بنوشند . ای آموزگار راستین و والامقام ، قسم به اسم آزادی ، در آسمان خردمن ، تو خورشید تابناکی هستی که هرگز غروب نخواهی کرد .