سبک های هنری جهان.....................

در اینجا به چند سبک هنری جهان اشاره می کنیم دوستانی که به سبکهای هنری دیگه ای در هر زمینه ای آشنایی تخصصی دارند میتوانند از طریق نظرات و یا ایمیل وبلاگ برامون ارسال کنند تا به اسمشون در این صفحه درج بشه


فوویسم (ددگری)

      فوویسم از ترکیب ِ کلمه ی «فوو» (به معنی ِ جانور وحشی) و پسوند «ایسم» (به معنای گرایش) درست شده و منظور از آن، آثاری است که با سطوح ساده رنگی( معمولا رنگ های تند) و شکل های اغراق آمیز و تحریف شده همراه هستند. این شیوه نخستین تحول ِ هنری ِ قرن ِ بیستم است و «هانری ماتیس» به عنوان ِ رهبر این نهضت ِ هنری شناخته شده است.

کوبیسم( حجم گرایی)

      کوبیسم، این منشاء ِ هنرهای آبستره را به سادگی نمی توان تعریف کرد؛ زیرا نه از فلسفه ی خاصی الهام گرفته بود و نه بر نظریه ی زیبایی شناختی ِ معینی تکیه می کرد. کوبیسم بر اساس این اعتقاد به وجود آمده بود که روش ها و قراردادهای مرسوم هنری، به خصوص نقاشی نادرست و کهنه اند و لذا نسل ِ هنرمندان ِ جوان می باید وسیله ی بیان ِ تصویری ِ تازه ای کشف و یا ابداع کند. «براک» و «پیکاسو» این سبک را پایه گذاری کردند.
      یکی از اهداف عمده ی کوبیسم این بود که واقعیت ِ ملموس ِ هر چیز را بدون توسل به تدابیر چشم فریب ارائه کند. نقاش ِ کوبیست می خواست از هر تابلویی یک واقعیت ِ ملموس ِ تازه و نه یک تصویر ِ وهم انگیز از ادراک بصری ِ واقعیت به وجود بیاورد. کوبیست ها نظام پرسپکتیو ِ خطی ِ سنتی را ، که از رنسانس به بعد بر نقاشی اروپا حاکم بود، در هم ریختند و به هنرمند  حق دادند که در یک زمان از نقاط ِ دید مختلفی به یک شی نظر بیفکند. «پیکاسو» و «براک» مشهورترین نقاشان این سبکند.

فوتوریسم

      فوتوریسم گرایشی هنری بود که اندکی پیش از جنگ جهانی اول، توسط برخی از نقاشان ایتالیایی پایه گذاری شد. این نقاشان به مخالفت با نسبت گرایی رایج زمان ِ خود برخاسته بودند و می خواستند با کنار گذاشتن ِ فرم قراردادی و با تاکید بر سرعت، شتاب و خشونت ِ عصر ِ ماشینی، حرکت جنبش را به تصویر در آوردند.
      فوتوریست ها می خواستند حرکت ِ واقعی بدن یا ماشین را نشان دهند، آن ها می گفتند که دینامیسم ِ(حرکت) کلی را می باید به صورت ِ احساس ِ دینامیک(حرکتی) نشان داد (مثلا اسبی در حال ِ حرکت، با چهار دست و پا، با چیزی در حدود بیست دست و پا نشان داده می شد.)
      به اعتقاد ِ آن ها حرکت و نور، جوهر اشیا را در هم می ریخت. بیانیه ی فوتوریسم را «بوچیونی، کارا و سورپنی» امضا کرده بودند، که از هنرمندان بنام ِ این سبک می باشند. در بین ِ معماران نیز «سان الیا» معروف ترین معمار ِ به سبک فوتوریسم است.

دادائیسم و سوررئالیسم

      دادا مکتبی بود «ضد هنر» که طی جنگ جهانی اول، توسط گروهی هنرمند به رهبری «تزارا» شاعر رومانیایی، در زوریخ شکل گرفت. این حرکت ِ عصیانگرانه حاصل ِ نوعی هیجان و شوک ِ عصبی ِ ناشی از  جنگ بود که از حوالی سال ِ 1915 تا 1922 دوام آورد. پیروان ِ این نهضت تمامی ِ آن چه را بشر پیش تر معقول می دانست طرد کردند و به تخریب ِ آن ها همت گماشتند. شکار ِ اصلی ِ آنان این بود: « نابودگری، خود آفرینندگی است». مشهورترین نمونه آثار دادائیست، تصویری از مونالیزا بود که «دوشان» نقاش ِ فرانسوی برای آ‌ن سبیل گذاشته بود.
      جنبش ِ دادا را می توان یکی از مبانی ِ سوررئالیسم دانست یا «وهمگری» که از اتحاد ِ بعضی جنبه های کوبیسم ــ نظیر ِ کلاژ ــ و پوچ گرایی دادا به وجود آمد که در تاریخ ِ هنر سابقه ای دیرینه دارد. بعد از زوال ِ دادا در 1922 آندره برتون، بقیه ی دادائیست ها را تحت ِ نام ِ سوررئالیست گرد ِ هم آورد. هدف ِ این گروه ِ تازه تشکیل شده این بود که هنرمند را از دایره ی معمول ایده های تصویری و همچنین از تمام ِ طریقه های پذیرفته شده بیان دور کنند تا بتوانند بر حسب ِ تلقین های ضمیر ِ ناخودآگاه ِ خویش دست به آفرینش بزند.
      بنابراین می توان گفت که سوررئالیسم، رویا و واقعیت را در هم می آمیخت. شیوه ی سوررئالیسم در دو مسیر رشد کرد، یکی فانتزی ِ (بازیگونه) محض و دیگری بازسازی ِ آگاهانه ی جهان ِ رویا.
      «ماگریت» و «سالوادور والی» از جمله  چهره های مشهور ِ سوررئالیست ها هستند.

آبستره

      هنر ِ آبستره یا هنر ِ تجریدی و یا انتزاعی، هنری است که به مضمون ِ اثر ِ هنری اعتقادی ندارد، بلکه صرفا بر ارزش های زیبایی شناختی ِ فرم و رنگ تاکید می کند. بر این اساس بسیاری از آثار ِ هنری ِ صرفا تزئینی که موضع ِ مشخصی ندارند، در حیطه ی هنر ِ آبستره قرار می گیرند. از سردمداران ِ هنر ِ آبستره در دوران ِ جدید می توانیم از «وایسکی کاندینسکی» نام ببریم. هنر ِ آبستره مشتقات ِ گوناگونی داشته است که از آن جمله اند: آبستره اکسپرسیونیسم، اکشن پین تینگ و تاشیسم. در این سه شیوه ی اخیر، عمدتا بر خود انگیختگی و عدم ِ تعهد در به وجود آوردن ِ شکل ها  و نقش ها تاکید می شود.

اُپ آرت

      این شیوه ی هنری ِ دهه ی 1960 بر مبنای این تفکر به وجود آمد که نقاش یا پیکره ساز می تواند تاثیراتی چشمی به وجود بیاورد که بیننده را به توهم ِ بصری دچار کند. مثلا نقوشی که «وازازلی» یا «بریجت رایلی» ساخته اند به خودی ِ خود، بی حرکت و ساکن اند اما چشم ِ بیننده را آن قدر خیره می کنند که بیننده آن ها را متحرک می بیند.